نسترن
نسترن چون تو کجا هست نباتی شکرین
ای که چون نوش لبت نیست شرابی شکرین
سرو بالای قدت بر سر ما سایه فکند
بر بلندای دلت نیست کرانی به یقین
نسترن بلبل چشمم ز تماشای تو مست
چون تو در باغ دلم نیست نگاری به یقین
روشنای رخ تو هست چراغ دل من
ای که از مهر رخت نیست ظلامی به زمین
ز صفای قدمت سبز شود شاخ درخت
که ز یمن قدمت نیست خزانی به زمین
نسترن عطر تنت هوش دو عالم ببرد
نفحات نفسی نیست هوایی به از این
نسترن از گل رویت چه بگوید احسان
که ز شهد سخنش نیست کلامی به از این
-----------------------------------------
پی نوشت:
پی نوشت:
شعر: تهران، چهارشنبه، 8 تیر 1390
عکس: اثر آقای سعید مهاجری
و دل تنگمان با رفتنت باز تنگ تر خواهد شد....


0 نظر:
ارسال یک نظر
اشتراک در نظرات پیام [Atom]
<< صفحهٔ اصلی