رنگ گنگ
ای که بر گرد رخت پرّان همه پروانه ها
عاشق روی گلت گل رو ترین معشوقه ها
عطر یاس و نسترن آکنده از بوی تنت
رونق هر باغ و بستان و شکوه میوه ها
سرخی گیلاس لعل و مزّهی سیب گلاب
رنگ آن لب های نرم و طعم ناب بوسه ها
چه چه بلبل کنار غنچه های غرق ناز
سرّ آوای نهانت در میان نغمه ها
وسعت صحرا و دشت و قامت بالای کوه
مرتع سبز گیاه و حجم برف قلّه ها
نغمهی هی های چوپان، های و هوی گلّه ها
رقص ماهی های رود و آب پاک چشمه ها
جنگل زیبا به زیر نقره فام ماه شب
کلبهی چوبی که خفته در سکوت سایه ها
خش خش برگ خزان در زیر پای ره گذر
غش غش بی غشّ کودک در میان کوچه ها
طرّهی بی تاب زن در تاب باد پر هوس
غیرت غرّان رعد و آبروی خانه ها
چک چک ابران شاعر روی چتر عابران
شر شر اشعار باران شب به روی شیشه ها
صبح و بوی خاک تر پیچیده در بوی چمن
لذت آغوش همسر، حس گرم سینه ها
رنگِ هر رنگِ زمین و آسمان کبریا
آفتاب مهر تو روشن نماید دیده ها
رنگ گنگ عاشقی چون بر دل احسان زدی
در سکوت شعرش او نقشت زند بر پرده ها
-------------------------------------
پی نوشت:
عکس: "دختر نقّاش"، اثر آقای Jean Abrie
