۱۰ مرداد ۱۳۹۷

بر باد رفته


آسوده بر کناری، چون می‌توان نشستن؟
کز آشیانم آمد صد ناله‌ی شکستن
مرغی منم که چندی از آشیان پریدم
لیکن برادرانم مانده به فکر جَستن
جسمم در آسمان و جانم در آشیانست
دردا که دیده باشد؟ از جان خود گسستن
طوفان ظلم و بیداد داد آشیانه بر باد
وین دل نخواهد اینبار امّید یاوه بستن
احسان ز غم چه خوانی تا داغ دل نشانی
کی به شود خراشی با آب دیده شستن



---------------------------
پی نوشت:
این شعر و عکس تقدیم می‌شود به تمام هم آشیانه‌‌ای هایم که این روز‌ها مصاعب بزرگی را تحمل میکنند.

شعر: بوستون، مرداد ۹۷
عکس: تهران، شهریور۹۴