۱ خرداد ۱۳۹۰

نگین

نگین من نگار من همه دار و ندار من
رفیق من دلآرامم تو آوردی قرار من
چو صبح روشنی هستی سپید و گرم و رویایی
صبوح من شراب من تو هستی چون بهار من
چو آب خوشگواری تو زلال و سرد و روح افزا
در آغوشت بگیرم من چو باشی در کنار من
چو موسیقی خوش آهنگی، طرب افزا فرح انگیز
بنازم من چو آن شستت زند زخمه به تار من
چو رقص کولیان هستی تو پر غوغا و شور انگیز
بریزم من، بپاشانم به پایت گل نگار من
تو چون آن کعبه دلها، تو هستی قبله‌ی خوبان
نماز من نیاز من، بشوی از من غبار من
ببازد بر سر مویت همه هستی خود احسان
چه باک از مرگ می ماند چو باشی تو قمار من

--------------------------------------------
پی نوشت:

شعر: تهران، یکشنبه 1 خرداد 1390
عکاس: خانم نگین جیران زاده


۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۰

قاصدک

قاصدک کز نفس خسته من خاسته ای
ای با نغمه‌ی خونین دل آراسته ای
تو روان سوی سمن رو به کنار گل من
ای که بر باد صبا طرف چمن تاخته ای
قاصدک سینه من شرحه از این درد فراق
به که گویم که جز او نیست مرا خواسته ای
چو رسیدی به حضورش به تماشاگه راز
تو بخوان قصه‌ی بی رونق دل باخته ای
که گلم عطر خوشت تا به مشامم برسید
همه هوشم همه عقلم تو ز سر کاسته ای
همه آتش شود این دل همه رقصان بدنم
چو حجاب از رخ گلگون تو برافراشته ای
وای از آن روز که پیش تو گلم خوار شدم
که چو خارم ز تن خویش جدا ساخته ای
نو گلم مهلکه‌ی عشق ندانی تو که چیست
کی ز حال من بی جان تو خبر داشته ای
عاقبت ای گل فرزانه بمیرد احسان
این همه تیغ ملامت تو چرا آخته ای
-------------------------------------------
پی نوشت:
شعر: تهران، دوشنبه 19 اردیبهشت 1390
عکس: اواسط مسیر دوچرخه سواری، چیتگر، جمعه 2 اردیبهشت 1390
عکاس: خانم خاطره احمد زاده